
چي بگم كه خيلي تنهـــــام ، ميدوني يــــــاري ندارم
چي بگم كـــــــه غير غصه ديگه دلـــــــداري ندارم
هيچ كسي پـــــــا نميزاره ، به ســــــــراچه ي خيالم
هيچ كسي نــــداد جـــوابِ اين ســوال بي جوابم
هر كي اومد دو سه روزي از دلم بازيچه اي ساخت
دلمم مثل عروسك، ساده بود دل به دلش باخت
گلــــــه و گلايه اي نيست ، بي وفـــــايي رسم عشقه
عاشقـا تنها مي مونن ، تنهـــــايي مرام عشقه
