تبليغاتX
کلبــــــه ی متــــروک
شنبه 13 آبان1385

 

 سلام!

 اين اولين پستيه كه مي خوام باهاتون به طور مستقيم صحبت كنم. مي خوام واستون از دلتنگي هام بگم . شايد  خيلي ها با ديدن اين نوشته تعجب كنند و بگن بابا نغمه تو كجا و اين حرفا كجا .

 ميدونيد من توي مدت چند ماه تا دلتون بخواد بي وفايي ديدم . اونم از كسايي كه اصلا انتظارش رو نداشتم

نميدونم شايد از اول هم نبايد روي روابط توي نت زياد حساب ميكردم . شايد خيلي خوش خيال بودم كه فكر ميكردم همه مثل خودم هستند و صادقانه به پاي دوستيشون ميمونند

خيلي سخته كه آدم يه غم خيلي بزرگي داشته باشه و نتونه در موردش با هيچكي صحبت كنه .

فكر ميكنم واسه همتون همچين موردهايي پيش اومده باشه ولي خب ميدونيد كه ظرفيت آدمها با هم متفاوته . شايد من ظرفيتم خيلي كمه كه  اين موضوع اينقدر روم تاثير گذاشته شايد هم مشكلم خيلي بزرگه . به هر حال هر چي كه هست علاوه بر افكار و احساساتم روي رفتارم هم در زندگي خارج از اين دنياي مجازي تاثير گذاشته

اجازه بديد بيشتر از اين موضوع رو باز نكنم و مثل هميشه توي يه گوشه اي از قلبم سربسته باقي بمونه

تا بعد ...

 

------------------------------------------------------

برگرد ای غریبه ...

 

سراغت را از شقايق هاي وحشي گرفتم گفتند: ما خواب بوديم کسي را نديده ايم . به باران گفتم من نگاهي را گم کرده ام تو آن را نديده اي؟؟؟ کلامش ، بارش سکوت بود. حال من مانده ام با کوله باري از يادها و تنهايي ها وغروبي ديگر که انعکاسي از نگاه توست.

برگرد اي غريبه... من بيمار نگاه خاموشت هستم.

 

------------------------------------------------------

 

بعد از ظهر هـــــــا ... 

ـ الو سلام ، خواهش ميكنم قطع نكن

* خب كه چي؟ واسه چي دوباره زنگ زدي؟

ـ هيچي به خدا ، دلم واست تنگ شده بود

* تو مگه ازدواج نكردي، چطور ميتوني به همسرت اينطوري خيانت كني ؟؟ !!!

ـ من تو رو مي خوام ، بايد به پاي من بموني . من همسرم رو طلاق ميدم

*پس هر وقت طلاقش دادي زنگ بزن . من حتما به پات ميمونم ، ولي يه شرط داره ، اينكه تا اون موقع با من تماس نگيري .

ـ برو بابا . اون وقت بعد از ظهرا كه حوصله ام سر ميره چي كار كنم ؟؟ !!!

 

------------------------------------------------------

آخرین بار ...

وقتي داشتي مي رفتي فقط نگات کردم تعجب نکن ... چون وقت واسه گريه کردن زياد داشتم ... ولي ديگه نمي تونستم ببينمت ... پس خوب نگات کردم ... شايداين اخرين باري بود که مي ديدمت ...

 

لينک
     به قلم : خالق متروك ترين كلبه ي دل ،  نغمه  |